ناتمام...
سلام ،
همین سلام و دیگر
هیچ ...
اما توبا من سخنی داشتی ، ناتمام ...
************************************************************************
...
هنوز هم
شعرترین سرودی كه شنیده ام
آواز چكاوكی بود
كه بر شاخه ای می خواند
و شاعرترین كسی كه می شناختم
بید مجنونی
كه تنهایی اش را
از گلوی باد
می سرود...
◘
گفته بودم
بوی مهر كه بیاید
آوازهای مادری ام را
در گوش باد
زمزمه خواهم كرد
شاید / باریكه جوبار دیرخفته
به نوازش از خواب برخیزد ...
نه كه
" باران"
دعای دستهای تو و
آمین ِ این
پیاله هاست ،
پس دیگرباره بیا
كه با زمین
لبی
تر كنیم...
◘
بوی مهر می دهی...
بوی مهر می دهی
و من
رها كرده ام / كودك درونم را
آرام
در آغوش ات
آرام...
كه با تو
خواب بهار می بینم
مثل یك برگ سبز
در پاییز...
تبلیغات