تبلیغات
سیاهه های سپید - ....
یکشنبه 14 تیر 1388

....

   نوشته شده توسط: نویدابراهیم زاده پیرشهید    

جیفه متعفن فجری  نابكار را

               آغشته به كا فور كلمات

                                          پیچیده در كفن حیل

مزورانه بر دوشمان میكشند

                             وما

                               همه مان غرق شده ایم

پیش از انكه كشتیهایمان غرق شوند.


What is limb lengthening surgery?
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:52 ب.ظ
Hi, I think your blog might be having browser compatibility issues.
When I look at your website in Ie, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it has some overlapping.
I just wanted to give you a quick heads up! Other then that, superb blog!
How you can increase your height?
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:44 ب.ظ
I'm extremely impressed with your writing skills as well as with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you modify it yourself? Anyway
keep up the nice quality writing, it is rare to see a
nice blog like this one today.
https://twilapierron.wordpress.com/2015/06/26/what-causes-hammertoes
جمعه 13 مرداد 1396 02:09 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! However, how can we communicate?
panoramicneophy01.snack.ws
شنبه 7 مرداد 1396 02:41 ب.ظ
Thank you for some other wonderful post. Where else may anyone get that kind of information in such an ideal manner of writing?
I've a presentation subsequent week, and I am
at the look for such information.
داریوش
دوشنبه 2 شهریور 1388 11:21 ب.ظ
سلام جناب آقای رفیقنیا هر چه گشتم نتوانستم شعری از شما بیابم شرمنده ولی یک شعر از دکتر علی شریعتی برایتان مینویسم امیدوارم مورد قبول بیافتد.

این نگهبان سکوت

شمع جمعیت تنهایی
راهب معبد خاموشیها
حاجب درگه نومیدی
سالک راه فراموشیها


چشم بر راه پیامی پیکی
گرمی بازوی مهری نیست
خفته در سردی آغوش پر آرامش یاءس
که نه بیدار شود از نفس گرم امید
سر نهاده است به بالین شبی
که فریبش ندهد عشوه خونین سحر

ای پرستو بر گرد
ای پرستو که پیام آور فروردینی
بگریز از من از من بگریز
باغ پژمرده پامال زمستانها
چشم بر راه بهاری نیست
گرد آشوبگر خلوت این صحرا

گرد بادی است سیه گرد سواری نیست.

راستی نماز روزه هایت قبول امید وارم همیشه ورزشکار تندرست وپیروز باشی.









شریعتی
یکشنبه 11 مرداد 1388 09:24 ب.ظ
سلام
به روزم بی معرفت
...
به امید خدا
خوش باشی
فاطمه اختصاری
چهارشنبه 7 مرداد 1388 07:55 ق.ظ
مثل زنی که بچّه ی مرده اش را به دنیا آورده، خسته ام!
.
اما
همراه شما هستم با شعری جدید از خودم:
دنیا شده مثل وسط خالی «دونات»!!
.
و شعری
منتشر نشده و داغ ِ داغ
از «دکتر سید مهدی موسوی»:
«ایران ما گربه ست امّا موش بسیار است!»
.
با حرف هایی سیاه و سپید
و لینک هایی آبی
«به چیزهای قشنگی که نیست فکر بکن»
و به دیدنم بیا...
به اولین پست «فاطمه اختصاری» در سال جدید
که همه اش کهنگی ست...
sima
سه شنبه 6 مرداد 1388 12:22 ق.ظ
سلام جناب سالاری
از وبلاگ یکی از دوستان به وبلاگ شما رسیدم ..وبلاگ زیبایی دارید با اشعاری زیباتر...موفق و کامروا باشید
Shop4Blog
یکشنبه 4 مرداد 1388 06:48 ب.ظ
سلام
کسب درآمد حتی بدون نیاز به یک ریال سرمایه
- بدون نیاز به داشتن داشتن مکان فیزیکی
- بدون نیاز به داشتن داشتن حتی یک کارمند
- بدون نیاز به سرمایه برای خرید اجناس
- بدون داشتن گرفتاری های فروش مانند بسته بندی، گارانتی و خدمات پس از فروش
دوبار در ماه حقوق بگیرید
آدرس ما: http://www.Shop4Blog.com
منتظرتون هستیم
رفیق نیا
پنجشنبه 1 مرداد 1388 02:02 ق.ظ
سلام
عمق آینه جاده ایست دوردست
همسفر!
ابتدای جادهءآئینه را
بارسفرباید.
منتظرحس همیاریتانیم.
امید صباغ نو
چهارشنبه 31 تیر 1388 01:14 ق.ظ
سلام بر مهران عزیز و دوست داشتنی ام
اول اینکه وبلاگتان را لینک کردم . شرمنده که دیر بود . دوم اینکه هفته آینده مشهدم ایشالا ببینمتان
سوم اینکه به روزم و منتظر حضور گرمتان
با مهر امید
نیلوفر
سه شنبه 30 تیر 1388 11:21 ب.ظ
سلام من آپیدم... بم سر بزنید..
مرسی
اسفندیار مغموم
سه شنبه 30 تیر 1388 02:35 ب.ظ
جناب آقا نوید شعر زیبا و پر احساسی را خواندم . ممنون .

من هم به روزم با :

اگر بر پله زندگی

به خوشی

نفسی تازه كرده بودم

پا گذاشتن بر پله مرگ را

اینقدر

این پا و آن پا نمی كردم .



اگر

در كار ِ زار ِ روزگار

خستگی

نای بودنم را نبریده بود

استخوانها،

در پای رفتنم

چنین تیر نمی كشیدند.



اگر آن اتفاق دوباره می افتاد

دیگر

در كوچه های شهر زباله

پی تكه دندان گیرش

نمی گشتم.

.

.

.



آه

اگر های بیشمار .





مجال زیستن؛

به گریز از تازیانه ایی به تازیانه ایی،

پرتاب از سقوطی به سقوطی ،

وسیاه مشق ِ رژه از نكبتی به نكبتی،

بدین سان گذشت

و قصه ما

در قار قار كلاغی

- به خانه نرسیده -

به سر رسید .


شریعتی
شنبه 27 تیر 1388 10:23 ب.ظ
سلام
به روزم عزیز
لطفا سر بزنید ... ممنون می شم ...
...
به امید خدا
خوش باشی
هفت رنگ
سه شنبه 16 تیر 1388 04:30 ب.ظ
ببا سلام
سرویس شمارشگر تعداد بازدید کنندگان سایت بصورت فلش کم حجم با امکانات جالب و دیگر ابزارهای رایگان برای سایت شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر