پنجشنبه 1 اسفند 1387
از هر دری...
در این دو سه ماهی كه از غار چندساله ام به در آمده ام آنچنان فضاهای متفاوتی را دیدم كه سرگیجه ام گرفت... . یكی از شكستن قاموس كلمات می گوید به نوآوری ، یكی پرده دری رواج می دهد به نام شعر اوانگارد! وان یكی مارا شعار می خواند و بزرگواری به هشدار كه زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد!
آنسوتر چشم و لب و غمزه و جام و یار و گل و بلبل و سنبل و به به و چه چه و لاك و سِرِلاك و...
اما نسل جدیدی از شاعرانم در زایشند كه بارقه های امید می افروزند . می گویی نه! بخوانشان ...
*********************************************************
هجوم ولیمه ها در حلقومت آوار می شود
و جیغ ِتیغ
بر سنگِ سیاه مَذبَح
پروارتر می کُنَدَت!...
اندیشه
پای منبری
به قهوه ای قجری میهمان می شود
و درد
و مرض
و آلزایمر...
" تاریخ" و آلزایمر...
و تمامی قرونِ نشئگی
که تشنگی ها و گشنگی ها را از یادت برده اند
در تقلای قاشق و قاتق...!
و کاسه ای
که هر از گاه ولیمه ای در آن آوار میشود...
جهان بر سرت آوار می شود
و آوارگی
بر سرت آوار می شود...
و هنوز هم
تنت داغ است......!..!
*********************************************************************************
قرار بود نوید عزیزم زحمت این پُست را بكشد كه نشد ! و باید مرا دوباره تحمل كنید!
" كم نیستند كه پارس و پارسی را تنها پارس كرده اند و به استخوانی خاموشند "
من نهاوند را چندباره زیسته ام
رستم وار
و نه فرخ زاد
خسته از زنجیرهایی که خود به پای خود کردم
و رفیقم
و همسنگرم...
زیر هجومِ تازی و تازیانه !
بر فراز خلیج
_خلیج عربی!! _
که در سواحلش
طعم تُردِ دخترکان پارسی
لابه لای دندانها
خلال می شود...!
و در پایان پیامكهایی كه بین من و نوید بود و نتیجه اش شد این:
كنكور چهار گزینه ای:
دیوان شعر و دیوانه شاعر !، رستم كو؟
الف- رستم خوابه، رستم خوابه
ب - رستم دیگه چیه !؟؟
ج- الف و ب
د- ...
جهت پاسخ به ادامه متن مراجعه فرمایید.
پاسخنامه:
گزینه صحیح دال است.
توضیح:
رستم به فكر زمین خواریه
به فكر تبانیه
به فكر دافِ اسمیو جزایر هاوایی و مزارع كالیفرنیا
زنِ صیغه ایه
رستم یك عرب تما م عیاره.....
درود و بدرود.
تبلیغات